اونيست ، ولي هست تر از هستان است
چشمـــــش نگــــــران باقي مستان است
دستـــان گدايي همـــــــــه دور اندازيـــــــد
او ســـاقي ميخـــــــــانه بي دستان است
يا ابوالفضل تقديم به چشمانت
مثل يك بيشه نور
مثل خواب دم صبح
وچنان بي تابم ... كه دلم مي خواهد :
***بدوم تا ته دشت . بروم تا سركروه ***

دورها ((( آوايي ))) است كه مرا مي خواند
