تبليغاتX
کیمیای هستی
داستان کوتاه
+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 13:51  توسط کیمیا  | 

ازهمينگوي پرسيدند : منظورت از دل و جرات چيست ؟

گفت : وقار درعين فشار

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 13:43  توسط کیمیا  | 

 

 

اونيست ، ولي هست تر از هستان است

چشمـــــش نگــــــران باقي مستان است

دستـــان گدايي همـــــــــه دور اندازيـــــــد

او ســـاقي ميخـــــــــانه بي دستان است

 

                                              يا ابوالفضل تقديم به چشمانت

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 11:34  توسط کیمیا  | 

در دل من چيزي است

مثل يك بيشه نور

مثل خواب دم صبح

وچنان بي تابم ... كه دلم مي خواهد :

***بدوم تا ته دشت . بروم تا سركروه ***

دورها (((  آوايي ))) است كه مرا مي خواند

+ نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1387ساعت 12:32  توسط کیمیا  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 12:28  توسط کیمیا  | 

از آسمان طلا مي بارد

امروز خدا تمام نعمتش رو داره به ما تقديم مي كنه . جمعه است ۱۳/ديماه يك هزار وسيصد و هشتاد وهفت ... بارون مياد .

اين روزها روزهاي بسيار غم انگيز و پر گريه اي برام بود . اما دارم ازشون عبور ميكنم با درد . با يك دنيا كشف و شهود .

هر انساني روزنه اي بسوي خداست اگر اندوهناك باشد اگر به شدت اندوهناك باشد .

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 9:51  توسط کیمیا  | 

نقش هاي متقاوتي است كه من بازي مي كنم يا بازي درمن نقش هاي متفاوتي را ايجاد مي كند :

يك روز : آرام و سرخوش ، مهربان و سخي ، اميدوار و باگذشت ... كه تاب ديدن اشكي برصورتي و زخمي بر دلي راندارم ، غصه آدم ها عذابم مي دهد.

يك روز : كودكي صاف و ساده ، بي پروا ونترس ، خنده ها و گريه هايم مال من است . درخيابان آواز مي خوانم و ازپله ها هر كجا باشد با شتاب صعود و سقوط مي كنم ... دوتا يكي ...  يكي دوتا ...

يك روز : زني سالخورده هستم ، سياه پوش و گوشه نشين ، متفكر ، بدبين ، تلخ ، سرخورده ، منتظر ...

يك روز :دختري جوان  ، دلداده و عاشق ، رويايي و هركس از راه مي رسد دلم را تكان مي دهد و هر مردي مي شود معشوق آن لحظه ام ...

روزي ديگر : مرده اي متحرك ، بي صدا ، خشك ، نشست و برخاست هايم ميل من نيست ، مزه غذاها و سردي و گرمي هوا برايم بي معناست .

من اينم دختري هزار چهره ، هزار رنگ ، هنوز هم خود را نشناخته ام كه اين رنگ به رنگ شدن ها تا كي ادامه مي يابد ؟؟ اسفند ماه ۸۶ (پايان يك سال پر از معجزه و نشانه )

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 8:0  توسط کیمیا  | 

گل سرخ رااگر به عنوان مركز توجه زندگي روزمره ات قرار دهي

هرگز معناي حيات را فراموش نمي كني واگر از طريق  قانون مشابهت ها به شناخت خودت دست يابي هيچ وقت در انتخاب شغل ، هدف راه وهمسرت البته با توكل به خداوند اشتباه نمي كني . تابعد

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 9:43  توسط کیمیا  | 

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 13:37  توسط کیمیا  | 

دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد

 

 

 

پس من چگونه گویم

 کاین درد را دوا کن

در خواب دوش "پیری" در کوی عشق دیدم

 

 

 

با دست اشارتم کرد که .....

عزم سوی ما کن

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 8:22  توسط کیمیا  |